در دنیای بیپایان معماری منظر، انتخاب میان دو سبک اصیل شرقی و غربی فراتر از یک تصمیم ساده برای چیدمان گیاهان است؛ این انتخاب در واقع برگزیدن یک سبک زندگی و نگاه به جهان هستی است. طراحی باغچه ژاپنی هنری است که در آن هر عنصر، از کوچکترین تکه سنگ گرفته تا مسیرهای شنی، پیامی از آرامش و تعادل را مخابره میکند. این سبک که بر پایه مینیاتوری کردن طبیعت بنا شده، به دنبال آن است که عظمت کوهها و دریاها را در فضایی محدود به نمایش بگذارد. در مقابل، باغ انگلیسی با آن چمنزارهای وسیع و گلکاریهای انبوه، تجربهای از آزادی و رمانتیسم را به بیننده هدیه میدهد. در حالی که باغهای ژاپنی بر «سکوت و تأمل» تأکید دارند، باغهای انگلیسی بر «شکوه و حرکت» متمرکز هستند. در سایت منظر سبز، ما به بررسی این تضادهای زیبا میپردازیم تا به شما کمک کنیم فضایی خلق کنید که بازتابدهنده روح و سلیقه شخصیتان باشد.
ریشههای تاریخی و فرهنگی؛ از ذن تا رمانتیسم
برای درک عمیق این تفاوتها، ابتدا باید بپرسیم که اصلاً باغ ژاپنی چیست و از کجا نشأت گرفته است؟ ریشههای این سبک به آیینهای باستانی شینتو و بودیسم در ژاپن بازمیگردد. در این فرهنگ، طبیعت نه به عنوان ابزاری در دست انسان، بلکه به عنوان مکانی مقدس نگریسته میشود که روح (کامی) در تمام اجزای آن حضور دارد. باغهای ذن ژاپنی در ابتدا برای مدیتیشن راهبان ساخته شدند تا در میان صخرهها و شنها، به درکی از پوچی و ابدیت برسند.
در سوی دیگر میدان، باغ انگلیسی داستانی کاملاً متفاوت دارد. این سبک که در قرن هجدهم میلادی به شهرت رسید، واکنشی جسورانه به باغهای کلاسیک و متقارن فرانسوی (مانند ورسای) بود. فیلسوفان و هنرمندان انگلیسی معتقد بودند که طبیعت نباید در خطوط مستقیم و هندسی زندانی شود. آنها با الهام از نقاشیهای منظرهپردازانی چون «نیکولا پوسن»، سبک «Landscape Garden» را پدید آوردند که در آن تپههای مصنوعی، دریاچههای دستساز و معابد کوچک کلاسیک، تصویری ایدهآل و شاعرانه از طبیعت وحشی را بازسازی میکردند. این تفاوت در ریشه، باعث شده که باغ ژاپنی همواره درونی و معنوی باقی بماند، در حالی که باغ انگلیسی بیرونی، نمایشی و اجتماعی است.
فلسفه طراحی: بازتاب جهان در مقابل طبیعت وحشی
تفاوت بنیادین میان این دو سبک در نحوه نگرش طراح به مفهوم «کنترل» نهفته است. در فرآیند تخصصی محوطه سازی به سبک ژاپنی، هدف نهایی خلق فضایی است که در آن دستاندازی انسان به طبیعت حس نشود، اما در عین حال هر برگ و سنگی با وسواسی هندسی در جای خود قرار گرفته باشد. فلسفه طراحی ژاپنی بر اصول «وابی-سابی» (Wabi-sabi) استوار است؛ یعنی یافتن زیبایی در نقیصهها و سادگیهای طبیعت. در این سبک، طراح سعی میکند یک منظره وسیع کوهستانی را در یک گوشه کوچک از حیاط شبیهسازی کند. خطوط در اینجا هرگز کاملاً مستقیم نیستند، زیرا در طبیعت بکر، خط مستقیم وجود ندارد. هر عنصر در محوطه سازی ژاپنی نمادی از چیزی بزرگتر است؛ شنهای زبر نشاندهنده آب اقیانوس و سنگهای بزرگ نماد کوههای استوار هستند.
در مقابل، باغ انگلیسی که با نام «سبک منظرهپردازی» نیز شناخته میشود، فلسفهای رمانتیک و تا حدی نمایشی دارد. معماران منظر انگلیسی در قرن هجدهم، طبیعت را به عنوان یک تابلوی نقاشی بزرگ میدیدند که باید برای لذت بصری بیننده آراسته شود. آنها به دنبال ایجاد «شکوه آرام» بودند. برخلاف باغهای ژاپنی که بر جزئیات مینیاتوری متمرکز هستند، باغ انگلیسی بر وسعت چشمانداز تاکید دارد. در اینجا، طبیعت به شکلی وحشی اما آرمانی بازسازی میشود؛ گویی انسان دخالتی در آن نداشته است، در حالی که در واقعیت، برای جابهجایی هزاران تن خاک جهت ساخت یک تپه مصنوعی یا حفر یک دریاچه بزرگ، مهندسی دقیقی صورت گرفته است. هدف در اینجا، ایجاد مسیری برای قدم زدن و گم شدن در شکوه منظره است.
عناصر کلیدی در باغ ژاپنی؛ سکوت، سنگ و شن

وقتی صحبت از عناصر ساختاری به میان میآید، هیچ سبکی به اندازه طراحی باغچه ژاپنی بر نمادگرایی تکیه نمیکند. سه عنصر اصلی در این باغها وجود دارد: سنگ، آب و گیاه. سنگها استخوانبندی اصلی باغ را تشکیل میدهند و به عنوان نماد پایداری و ابدیت شناخته میشوند. انتخاب سنگ در این سبک، یک تخصص حساس است؛ طراح باید سنگی را انتخاب کند که گویی از ابتدا در آن نقطه از زمین روییده است. فانوسهای سنگی (Kasuga) و پلهای چوبی یا سنگی منحنی (Taiko-bashi) از دیگر نشانههای بارز این سبک هستند که مسیر حرکت روح و انسان را در فضا مشخص میکنند.
علاوه بر این، عنصر «خلاء» یا «Ma» در طراحی ژاپنی بسیار حیاتی است. فضاهای خالی میان درختان یا بخشهای شنی که با دقت شنروبی شدهاند، به بیننده فرصت تنفس و تفکر میدهند. در باغهای خشک یا «ذِن»، آب به صورت فیزیکی وجود ندارد و جریان موجوار شنها، تداعیگر حرکت آب است. گیاهان نیز در این سبک با دقت انتخاب میشوند؛ درختان افرا با رنگهای آتشین در پاییز، کاجهای سیاه که نماد طول عمر هستند و خزههای سبز که حس قدمت و کهنگی را به فضا میبخشند. در اینجا هر گیاه بر اساس فرم و بافتش انتخاب میشود، نه لزوماً بر اساس رنگ گلهایش؛ چرا که در فلسفه ژاپنی، سبزی پایدار بر زیبایی گذرا ارجحیت دارد.
آیا میخواهید در محیط پشت بام خود ساخت روف گاردن انجام دهید؟
ویژگیهای بارز باغهای انگلیسی؛ ضیافت رنگها

اگر باغ ژاپنی را یک تابلوی نقاشی سیاه و سفید با خطوط ظریف مرکب تصور کنیم، باغ انگلیسی قطعهای از موسیقی کلاسیک با ارکستری کامل از رنگهاست. ویژگی بارز این سبک، استفاده جسورانه از «حاشیه گلکاری شده» (Herbaceous Border) است. در یک باغ انگلیسی اصیل، گلها به صورت لایهبندی شده و با چیدمانی که گویی خودرو هستند، کاشته میشوند. رزهای رونده، اسطوخودوس، گل انگشتانه و دلفینیوم، با رنگهای متنوع و عطرهای دلانگیز، فضایی رمانتیک و پرنشاط ایجاد میکنند. برخلاف باغهای ژاپنی که بر گیاهان همیشه سبز و فرمهای ثابت تاکید دارند، باغ انگلیسی بر چرخش فصول و تغییر رنگها استوار است.
یکی دیگر از ارکان جداییناپذیر این سبک، «چمنزار وسیع» است. چمن در طراحی انگلیسی صرفاً یک پوشش کف نیست، بلکه عنصری است که بخشهای مختلف باغ را به هم متصل کرده و حسی از بیکرانگی به فضا میبخشد. مسیرهای پیادهروی در این باغها معمولاً منحنی هستند تا بیننده را غافلگیر کنند؛ به طوری که در انتهای هر پیچ، منظرهای جدید مانند یک مجسمه کلاسیک، یک نیمکت چوبی قدیمی یا یک آلاچیق (Gazebo) پوشیده از گلهای پیچک نمایان شود. این سبک برخلاف محوطه سازی ژاپنی که به دنبال کنترل شدید فرم درختان است، اجازه میدهد درختان بلوط یا راش به شکلی کاملاً طبیعی و باشکوه رشد کنند تا سایهسار بزرگ و وحشی آنها، حسی از اصالت و تاریخ را منتقل کند.
میتوانید در سایت منظر سبز نمونه های مختلف دیوار سبز را ببینید
تفاوت در استفاده از آب؛ صدای جریان یا وسعت دریاچه؟
آب در هر دو سبک قلب تپنده فضا محسوب میشود، اما نحوه برخورد با آن زمین تا آسمان تفاوت دارد. در یک باغ ژاپنی، آب نمادی از پاکیزگی و گذر زمان است. از حوضچههای سنگی کوچک برای شستن دستها (Tsukubai) گرفته تا برکههای کوچکی که محل زندگی ماهیهای کوی (Koi) هستند، همه چیز در مقیاسی انسانی و ملموس طراحی شده است. صدای ریزش آب در یک آبنمای سنگی کوچک، هدفش ایجاد فضایی برای مراقبه و دور کردن هیاهوی دنیای بیرون است. حتی در باغهای خشک، جریان آب با شنهای طرحدار بازسازی میشود تا ذهن بیننده را به چالش بکشد.
در مقابل، در باغهای انگلیسی، آب عنصری برای نمایش عظمت و شکوه منظره است. طراحان انگلیسی به جای حوضچههای کوچک، به دنبال ساخت دریاچههای دستساز بزرگ (Serpentine Lakes) بودند که تصویر آسمان و درختان کهن را در خود منعکس کند. پلهای سنگی بزرگی که روی این دریاچهها ساخته میشد، الهامگرفته از معماری رومی و یونانی بود و هدف آن، ایجاد نقطهای کانونی برای دیدن کل باغ از یک زاویه باشکوه بود. در حالی که در طراحی باغچه ژاپنی آب به دنبال ایجاد «تمرکز درونی» است، در باغ انگلیسی آب ابزاری برای «گسترش افق دید» و بخشیدن حسی از دراماتیک بودن به طبیعت است.
کاربرد در معماری معاصر؛ کدام سبک برای شماست؟
امروزه با گسترش ویلاسازی در مناطق خوشآبوهوا، انتخاب یک سبک مناسب برای طراحی فضای سبز ویلا به دغدغه اصلی مالکان تبدیل شده است. انتخاب بین باغ ژاپنی و انگلیسی بیش از هر چیز به متراژ زمین و اتمسفر حاکم بر بنای شما بستگی دارد. اگر ویلای شما دارای معماری مدرن، مینیمال و یا با ابعاد زمین محدود است، سبک ژاپنی به دلیل تمرکز بر جزئیات و استفاده بهینه از فضاهای کوچک، انتخابی هوشمندانه است. این سبک میتواند یک حیاط خلوت بلااستفاده را به یک “ذنگاردن” آرامشبخش تبدیل کند.
در مقابل، اگر عمارت شما دارای نمای کلاسیک یا نئوکلاسیک است و از زمین وسیعی بهره میبرید، سبک انگلیسی با چمنزارهای پهناور و حاشیههای پرگل، شکوه بنای شما را دوچندان میکند. در محوطه سازی ویلاهای بزرگ، میتوان ترکیبی از این دو را نیز به کار برد؛ به این صورت که بخشهای نزدیک به بنا با نظم ژاپنی طراحی شوند و بخشهای دورتر به سمت طبیعت وحشی و آزاد انگلیسی سوق پیدا کنند. در نهایت، هدف اصلی این است که فضای سبز شما، امتدادی از آرامش داخل خانه به بیرون باشد.
نگهداری و پایداری؛ هنر هرس در برابر رشد آزاد
یکی از تفاوتهای حیاتی که اغلب در زمان طراحی نادیده گرفته میشود، مسئله نگهداری مستمر است. باغ ژاپنی مظهر کنترل و دقت است. در این سبک، هرس کردن صرفاً برای کوتاه کردن شاخهها نیست، بلکه یک هنر برای فرمدهی به درختان (مانند هنر بونسای یا نیوا کی) است تا آنها را پیرتر یا بادخوردهتر از آنچه هستند نشان دهد. نگهداری از طراحی باغچه ژاپنی نیازمند حوصله و دقت بالاست؛ زیرا رشد بیرویه یک شاخه یا رویش علف هرز در میان شنهای دقیق شنروبی شده، کل نظم فلسفی باغ را به هم میریزد.
در سمت دیگر، باغ انگلیسی در نگاه اول نگهداری کمتری میطلبد، اما این یک تصور اشتباه است. اگرچه درختان در این سبک آزادانهتر رشد میکنند، اما حفظ سلامت چمنهای وسیع و رسیدگی به گلهای فصلی در حاشیهها، نیازمند باغبانی منظم و سیستمهای آبیاری پیشرفته است. در باغ انگلیسی، شما با موجودات زندهای سر و کار دارید که مدام در حال تغییر رنگ و ریزش هستند. بنابراین، اگر به دنبال فضایی هستید که با گذشت زمان تغییرات زیادی نکند، سبک ژاپنی (با تاکید بر سنگ و گیاهان همیشه سبز) پایدارتر است، اما اگر از تماشای شکوفایی گلها در بهار و تغییر فصل لذت میبرید، باغ انگلیسی علیرغم چالشهایش، رضایت خاطر بیشتری برای شما فراهم خواهد کرد.


